توهمات ِ يك ذهن ِ مچاله
یکی از بزرگترین لذت های زندگیم لاک زدن ِ :)) رنگ لاک اگه بنفش باشه که دیگه هیچی ... بی دلیل می نویسم !! دل و دماغی نمونده واسم :| یکی از همیشگی ترین آرزوهام این بود که کاش فرزند اول خانواده می شدم ! شاید محبت بیشتری شامل حالم میشد !! تنهایی ُ دوست دارم ، طالب ِ محبت ِ کسی هم نیستم ! محتاجم خواهید شد :) انگار همين ديروز بود كه تولدم بود !! چقدر همه چى زود مى گذره زندگى واسم سخت شده ، ديگه نمى تونم خودمُ تحمل كنم :| يعنى ميشه همه چى عوض شه ؟!! پ.ن1 : چقدر دلم تنگ شده بود واسه كسايى كه دنبالشون مى كردم !! پ.ن2 : بعضى روزا هست كه اونايى كه به شدت دوسشون دارى به شدت ازشون متنفر مى شى :) مى خندم .. ديگر تب هم ندارم ... داغ هم نيستم !! ديگر به ياد تو هم نيستم .. سرد شده ام ، سرد ِ ســـرد مى ترسم !! شايد دق كرده ام .. كسى چه مى داند ! پ.ن: از فحش ِ ناموسى بدتر ، اينه كه ساعت سه شب برى پشت خط ِ كسى كه قبلش بهت اس ام اس داده " شب بخيــر عزيزم " خودمُ مى بينم ، خودمُ مى شنوم ، خودمُ فكر مى كنم ... تا هستم جهان ارث ِ بابامه ... ! سلاماش ، همه ى عشقاش ، همه ى درداش ، تنهايياش ... وقتيـــم نبودم ، مال ِ شمـــا !! پ.ن: نوش ِ جونم كه همش دلتنـــگم :| برو خوشبخت بشى خيلى من اعصابم درسته !! هر كى ميرسه وَر ميره باهاش :| پ.ن: همين اينترنت سكته اىُ خواهشا از ما نگيريد !! پنجره را باز كن ... نفس بكش ... اين هواى تاريك خنكــ خوشبختانه ارث پدرى هيچ كسى نيست !! پ.ن: امتحانا !! منــم و پنج تا كتاب ِ نو و دست نخورده :| از دل.ن: اشتباه مى كنى آقاى انيشتن ؛ اينجايى كه ما هستيم همه چيز نسبى نيست .. همه چيز ت خ م يست !! :) از قافله ، جا ماندم درست بيست و يك سال ِ پيش ، ماندم ... زندانى اين روزگار زشت شدم ... روزگارى كه ، نه از جنس من است نه از براى من ... چه رسميست ، دنيـــا !! از گردشش مى ناليم و مى نالم و روز زمين گير شدنمان را جشن مى گيريم !! نمى دانم ... قلمم زير بار دردها ، ترك برداشته كمرم خم شده ...! با اين حال هنوز هم به دوست لبخند مى دهم و گاه و زود به زود قهقه ى بلند سر مى دهم و پنهان مى كنم دردم را ، آنچه درونم متلاطم است ... و امروز آغاز ِ بيست و دومين سالگرد ِ غربت نشينى ام هست !! به رسم عادت تولدم مبارك ... پ.ن: هفتم ِ دى ماه ِ سال ِ يك هزار و سيصد و شصت و هشت !! از اون قديما آرزو داشتم وقتى ميام خونه از سر ِ چهارراه يه دسته گل نرگس بگيرم بزارمش تو يه گلدون وسط ميــ ز !! ولى تا حالا يه بارم اين كارُ نكــردم !! :) پ.ن: بهترين هديه براى تولدم شايد همين يه دسته گل نرگس باشه !! م.خاص :

من پشيمونم از اين دل بستن !! :(( :|
